جستجو
نگاهی به گالری
تقویم
آذر ۱۳۸۷
ش ی د س چ پ ج
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
۲۰
۲۱
۲۲
۲۳
۲۴
۲۵
۲۶
۲۷
۲۸
۲۹
۳۰
ورود عضوها
اوقات شرعی
اوقات شرعی   مشهد
۱۴ آذر ۱۳۸۷
اذان صبح
طلوع
اذان ظهر
غروب
اذان مغرب
انتخاب ماه
انتخاب روز
مرکزاستان
«رعایت چند دقیقه جهت احتیاط الزامی می باشد.»
آمار
196433
شمار بینندگان :
110171
بینندگان امسال :
20580
بینندگان این ماه :
192
بینندگان امروز :
13
بینندگان کنونی :
8
عضوها :
0
عضوهای امروز :
لینکهای ورود
(92) google.com
(52) morakabi.ir
(9) whois.sc
(2) netcraft.com
(1) by103w.bay103.mail.live.com
(1) google.fi
(5) abredanesh.blogfa.com
(1) search.conduit.com
(1) google.ca
گروه مقالات و مطالب
اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.‬
‫اگر تاکنون از آسيب‌هاى جنگ،‬
‫تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه،‬
‫يا گرسنگى در امان بوده‌ايد،‬
‫وضعيت شما از وضعيت ٥٠٠ ميليون نفر در دنيا بهتر است.‬
‫اگر می‌توانيد بدون ترس از زندانى شدن يا مرگ، وارد مسجد (يا کليسا) شويد، وضع شما از ٣ ميليون نفر در دنيا بهتر است.‬
‫اگر در يخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،‬
‫اگر کفش و لباس داريد،‬
‫اگر تختخواب و سرپناهى داريد،‬
‫در اين صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستيد.‬
‫اگر در بانکى حساب داريد، و اگر در جيب‌تان پول داريد،‬
‫شما به ٨٪ مردم دنيا که چنين شرايطى دارند تعلّق داريد‬
‫و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت است.»‬

نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۸/۳۰
عنوان گروه : یادداشت ها
اگه شما هم مثل سایرین یک زندگی روزمره داشته باشید، نمی تونید انسان موفقی باشید، اگه نگاهی به زندگی انسانهای موفق بیاندازید، خواهید دید که زندگی آنها با سایر مردم متفاوت بوده است.

یکی از همین آدم های موفق گفته : قدم هایتان را بزرگتر از سایرین بردارید

نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۸/۱۲
عنوان گروه : یادداشت ها
یک گالری برای عکس های امام خمینی اضافه کردم، از این به بعد، می خوام عکس های جالب و خاطره انگیز از امام را در اینجا جمع آوری کنم.

برای دیدن این گالری اینجا را کلیک کنید.
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۷/۲۴
عنوان گروه : یادداشت ها
یکی از مرضی هایی که در عصر حاضر، مردم و به خصوص جوان ها با آن زیاد برخورد دارند، سردرد است. بیماری ناشناخته که پزشکان بجز دادن مسکن درمان خاصی را برایش پشنهاد نمی کنند

داشتم کتاب دانشنامه احادیث پزشکی را می خوندم که به قسمتی با عنوان "آنچه برای سردرد سومند است" است بر خوردم.

بطور خلاصه این فصل موارد زیر را برای سردرد مفید دانسته بود:
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۷/۲۲
عنوان گروه : یادداشت ها
رتبه کسب شده :
توی اینترنت دنبال یک مطلبی بودم، یه دفعه تو یه وبلاگی به عکس امام برخوردم



دلم لرزید ! نمی دونم خدا چه عزتی به امام داده بود که دیدن عکسشون هم صفایی داره

گفتم شما را هم بی نصیب نزارم
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۷/۱۳
عنوان گروه : یادداشت ها
خيلي وقت بود كه مي خواستم پوسته سايت را كمي تغيير بدم و كمي شكل و شمايل ساده تري براش آماده كنم. اما مشغله زياد اين فرصت را بهم نمي داد.

خلاصه آقا رسول ( يكي از همكارات شركت ) زحمت اين پوسته را كشيدند. اميدوارم پوسته جديد، ظاهر دلنشين تري به سايت داده باشد

آقا رسول متشكرم
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۶/۱۹
عنوان گروه : یادداشت ها
از چند روز قبل دوباره کلاس های لینوکس شرکتمون راه افتاد، از این به بعد سعی می کنم خلاصه مطالب را در اینجا بزارم تا همیشه در دسترسم باشه، در ضمن شاید به درد کسی دیگری هم خورد.

فعلا
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۶/۱۶
عنوان گروه : یادداشت ها
می خواستم بنویسم "رهایم کنید تا اوج بگیرم"




اما دیدم این من هم هستم که به دنیا چسبیده ام و رهایش نمی کنم.

. . . تو خود حجاب خویشی، از میان برخیز
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۶/۶
عنوان گروه : یادداشت ها
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۵/۲۹
عنوان گروه : یادداشت ها
به این عکس نگاه کنید:


شما با نگاه کردن به این عکس یاد چی می افتید ؟

تنهایی ! گوشه نشینی ! فیلم های هالیوودی !! عظمت انسان ! قدرت بشر یا . . .

دوست داشتید اینجا خونه شما بود ؟

برای من وسوسه کننده است، دوست داشتم بتونم تجربه اش کنم
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۵/۲۸
عنوان گروه : یادداشت ها
صبح 16 شعبان، تا رسیدم شرکت و نشستم پشت کامپیوتر، اتفاق عجیبی مثل یک صاعقه منو تکان داد، داییم توی چت متن زیر را برام فرستاد، خودتون بخونید :

هميشه و هر سال همينطور است...
14 شعبان که مي شود, دلت برايش تنگ مي شود و يادت مي آيد که برايش هيچ کاري نکرده‌اي.
تصميم مي‌گيري کاري برايش بکني, از فردا صبح, وقتي در حياط را بستي, توي کوچه به او سلام کني و شبها توي حياط با او حرف بزني, ظهر برايش دعا کني و....

هميشه و هر سال همينطور است
... و حالا 16 شعبان شده است، روز از نو, روزي از نو
صبح زود ميدوي که به جلسه ات دير نرسي و طي روز دعا دعا مي کني که رئيس طرحت را قبول کند و کارهایت جفت و جور باشد
... وشب دوباره خسته و هلاک, پلکهايت را مي برد اين خواب ...
انگار , تنها 14 شعبان تقويم هاست که به تو مي گويند :
هيچ کاري برايش نکردي.

به يازده خم مي                 گر که دست ما نرسيد
      بده پياله که يک خم هنوز سر بسته است
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۵/۲۸
عنوان گروه : یادداشت ها
Me:How long is a million year?
God:It's for me a minute.
Me:How much is a million dollar?
God:It's for me a peni.
Me:Give me a peni
God:Wait a minute
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۵/۲۳
عنوان گروه : یادداشت ها
لذت بخشترین لحظه سفر
روز سوم نمایشگاه مثل روزهای گذشته ساعت 15:30جلوی درب سالن پروین اعتصامی بودیم. با کمی تاخیر درب سالن را باز کردند و غرفه دارها یکی یکی وارد سالن شدند. ما نیم ساعت وقت داشتیم تا غرفه را آماده کنیم و راس ساعت 4 درب سالن برای بازدیدکنندگان باز می شد.

مرتب کردن غرفه که تمام شد، در حال مرتب کردن کاتالوگ ها بودم که متوجه جوانی شدم که با یک شاخه گل سرخ در جلوی غرفه ما ایستاده است. به طرف او رفتم تا اگر سوالی در مورد محصولات ما دارد، پاسخ بدهم.

خودش را اینجوری معرفی کرد: " من یکی از مشتریان میهن نیک و اهل اردبیل هستم، اسمم شاکر است و برای دیدن شما و تشکر از خدماتتون از اردبیل اومده ام تبریز "

این را گفت و گل سرخ را به طرف من گرفت و با یک لبخند دوستانه اون را به ما ( میهن نیک ) هدیه داد. در اون لحظه واقعا خدا را شکر کردم که تونستیم با همکاری دوستانم در شرکت سرویسی ارائه کنیم که رضایت مشتریان را جلب کرده است.
آقای شاکر کمی دربار نحوه آشنایی اش با میهن نیک گفت و دقایقی را با یکدیگر به صحبت پرداختیم.

اون لحظه برای من لذت بخش ترین قسمت سفر بود. محبت صمیمانه این عضو میهن نیک، واقعا روحیه همه دوستان را در تبریز بالا برد.

آقای شاکر من از طرف خودم و همه دوستان از شما تشکر می کنم و از اینکه دوستان با معرفت و مهربانی مثل شما داریم واقعا خرسندیم.
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۵/۱۰
عنوان گروه : یادداشت ها
چتد روزی بود که به اینترنت دسترسی نداشتم، آخه در مسیر نمایشگاه کامپیوتر تبریز بودیم. بعد از یک مسیر طولانی خلاصه به تبریز رسیدیم.
شهری با معماری قدیمی، خیابان هایی که به دلیل عرض کم سیار شلوغ هستند. اما اگر از شلوغی و ترافیک ها بگذریم، مردم مهربانی دارد.

امروز صبح بچه های شرکت برای معرفی محصولات سراغ چند سازمان رفتند و من یک دفعه خودم رو تو یک شهر غریب کاملا تنها دیدم. شما بودید با این مسئله چه جوری کنار می اومدید.

بگذریم . . .

داشتم توی خیابان ها بی هدف می چرخدیم که به یک کافی نت رسیدم. یه دفعه یاد سایتم افتادم. با خودم گفتم که بهترین وقت است به کارهای اینترنتی خودم برسم.

IP های این کافی نت با جی میل مشکل داشت و نتونستم ایمیلم را چک کنم. اما من که کم بیار نیستم. با کمی سیخ کاری خلاصه جیمیل را ردیفش کردم.

وای چه همه ایمیل !!!!!!!!!

نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۵/۳
عنوان گروه : یادداشت ها
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۷/۴/۱۹
عنوان گروه : یادداشت ها
  [1]   [۲]   [۳]   صفحه بعد
rss